سلام
چطور مطورین؟
خوبین؟
هفته ی خوبی بود؟
خوب منم خیلی هفته ی هیجان انگیزی نداشتم![]()
یعنی ژانگولر بازیمون کم بود!!!!![]()
کادو والنتاین هم بابام و مامانم بهم دادن!!!!خیلی قشنگ بود!!!جدا ما دخترا چه گناهی کردیم؟
به هر بهانه ای برای زندگی آیندمون چیز میز می خرن بعد می گن به این مناسبت بهت دادیم!!!!
منم می دونم اون موقع چی کار کنم![]()
۵شنبه ۲۶ بهمن هم خونه بودم!شب خونه ی مامانجون همه دعوت بودیم!!!کلی مهمون داشتن
خیلی هم رسمی بود!من و مامان زود تر رفتیم!!!جاتون خالی انقدر گند کاری کردن این علی و مهدی
ما هم خوب آدمیم خندمون می گیره!!انقد هم خندیدیم که مهمون غریبه فکر کرد ما داریم به اونا می خندیم![]()
ولی یک کثیف کاری بود!!سر سفره جلو ی اونا ژله به هم پرت می کردیم!!سالاد که نگووو مثل ... می نداختیم تو بشقاب همدیگه
الکی دست به دست می کردیم ظرف هارو بعد می زاشتیم سر جاش ۲ باره یکی دیگه!!!۱
خلاصه آقا جون از خنده قرمز شده بود!!!!![]()
البته از همه ی این کارای این بچه ها فیلم گرفتم!!!!حیف که نمی شهههه
چون لو می ریم واگرنه می ذاشتم![]()
بعد از شام موقع میوه خوردن قرار شد علی و مهدی(۲تا هرکول خاندان)برن ظرف میوه که بزرگ بود برن بیاره
حالا کلی زحمت کشیده بودن برای چیدن ظرف میوه طبق آخرین متد چیدن میوه در جهان بود![]()
این ۲ تا کله پوک برای این که خیلی سنگین بوده بگین چی کار کردن؟
از بالا پله ها تا طبقه پایین میوه هارو خالی کردن!!!همه ی میوه هاا له شده بود
بعد نشسته بودن باهام بازی می کردن میوه هارو به هم پرت می کردن
(منم بازی)
خلاصه به هر جون کندنی بود ۲باره چیندیم همه ی اونارو بردیم تو پذیرایی هیچ کس هم نفهمید ما
این کارارو کردیم
البته من به هیچ کس هم نگفتم(مث الآن)![]()
دیگه آخر شب رفتیم خونه خودمون!!!جمعه صبح زود بیدار شدیم!با باباینا رفتیم دیزین اسکی
جاتون خالی خیلی حال کردم
انقده قشنگ من می خوردم زمین(کلا هیشششششششششششکی مث من نمی تونه بخوره زمین)![]()
اصولا من همیشه دوست دارم یه جایی پا بذارم که بشریت پا نذاشته باشه!!!![]()
بعد یه جا بود که کسی اون قسمت نرفته بود تو برف!!!چشمتون روز بعد نبینه تا پام و گذاشتم
تمام قد رفتم پایین!!!مثل این کارتون ها هستن طرف میوفته پایین!!!
دیگه بابام اومد من و نجات داد!!!!!
حالا زیاد حوصلم نمی کشه که براتون بگم که یکی بدون قهوه و میوه و شوکولات پسر خاله شده بود![]()
بابام هم طی یک بازی کاملا جوانمردانه و سمبلیک با یه گوله برف به اندازه ی یک شهاب سنگ آسمونی زد به کلم که تا ۱ ساعت گیج می زدم!!!
دیگه ساعت ۸ شب خونه بودیم!!!!!رسیدیم خونه!!!منم دیدم کسی حواسش نیست ماشین و ۲ در
بکردم تا ببینم دست فرمونم با این ماشین چه جوریه؟![]()
ببعد رفتم یه دور زدم با ماشین دیدم بابام تو کوچه منتظر من
بعد گفتم میرم ته کوچه ۲ر می زنم
میام!!۲ر زدم هااا به خدا خیلی هم توپ و قشننگ !!!ولی همش تقصیر بابام بود
نه تقصیر بابام هم نبود!!!همش تقصیر این گیلیم باف(قالی باف)شهردار شهرمون هست که این جدول رو بد جایی درست کرده بود!!!
یعنی بد جایی نبود!!ولی این جدول نباید فهم داشته باشه که خودش و محکم نکوبونه به سپر ماشین؟
من واقعا تاسف می خورم تو این مملکت زندگی می کنم که جدولاش درک ندارن که ماشین ما نو
بود
خلاصه ابر و باد و مه و خورشید و فلک و گیلیم باف و شعور نداشته جدول دست به دست هم دادن تا من بزنم این ماشین جدیدمون هم داغون کنیم![]()
من همین الآن اعلام می کنم من ابدا مقصر نبودم!!!!
خوب دیگه بابام هم فقط نگاه کرد و غصه خورد
به من که جرأت نداره چیزی بگه![]()
![]()
شنبه هم خبری نبود!!!!
۱شنبه ۲۹ بهمن ماه هم صبح خیلی زود اول رفتم با مامان دکتر(بهتون نمی گم
)
بعد با هم رفتیم یه جایی که اگه درست بشه براتون عید می گم!!(شما بیشتر به دعا کردنتون ادامه بدین)
بعد دیگه اومدیم خونه!!آهان رفتم یه چیزایی هم از گیشا خریدم .خودم خوشم اومد![]()
۲شنبه هم مامان بعد از قرنی خودش ناهار درست کرد!!!!جدا چقدر مزه میده آدم خودش ناهار درست
نکنه!!!!(خدا خسته شدم از بس غذا درست کردم)![]()
بعد از ظهر هم با مامان رفتیم آرایشگاه
خودمون قشنگ کردیم رفتیم خونه!!آخه مامان می گه
برا عید شلوغه از الآن بریم کارمون و بکنیم![]()
![]()
۳ شنبه هم مثل همیشه خبری نبود
میرسیم به دیروز ۴شنبه!!!!صبح زود پاشدم با سرویس رفتیم گرمسار(دانشگاه)بعد تو سرویس همش حرف زدیم
همچنان تو سرویس که بودیم!!من اصلا نفهمیدم که این رانندمون کی پسرارو سوار کرده بود
اومدم به الهه یه مدل جدید کرم ریختن و یاد بدم!!خیلی ضایع شدم چون پسره دقیقا پشت ما نشسته بود
موقع پیاده شدن گفت از این به بعد حواسمون باشه بعد کار من و تکرار کرد
(بد شد که لو رفت)
دیگه زودی رسیدیم!!با این که زودی رسیدیدم بانک دانشگاه صف بود!!
منم که یکی از مهارتایی که از انگشتانم می باره حل دادن ملت هستش
حل دادیم الهه پولش و ریخت!!!
منم رفتم چک دادم!!(۳ ترم بود پول نمی دادم
حال کنید)پیرینت گرفتیم!!!
دیگه خلاصه می کنم !!!نمی گم که رفتیم تو ساختمون خودمون!!!بعد وسط بحث استاد پابرهنه می رفتیم توش![]()
برگشتیم!!من رفتم سید خندان کار داشتم
خدایا چقده سخت بود!!!!
امروز هم صبح شنگولی از خواب بیدار شدم
غذا که گذاشتم!!کیک درست کردم برای سالگرد عقد مامانمینا
و چون تخم مرغ نداشتیم من ۸۰۰ تومن پول دادم که ۶ تا تخم مرغ بخرم!!!
خیلی گرون هستش هااا!!من نمی دونستم تا حالا!!!
خدا جون شُرکت که من بابا نمی شم که خرج گشنه ها رو بدم![]()
رسیدم خونه زنگیدم دفتر بابام که من ۸۰۰ تومن خرج کردم برا این خونه!!!!![]()
حالا هم که دارم اینارو می نویسم
خسته شدم
موفق باشین
شاد باشین
جدول محلتون شعور داشته باشه
سبز باشین
خرید عید کرده باشین
.... باشین
بای باشید![]()


