تبليغاتX
سکرت
علیرضا 

باز باران

باز باران

بی طراوت

کو ترانه؟!

سوگواری ست ،

رنگ غصه

خیسی غم

می خورد بر بام خانه

 طعم ماتم

یاد می آرم که غصه

قصه را می کرد کابوس ،

بوسه می زد بر دو چشمم

گریه با لبهای خیسش،

می دویدم، می دویدم

توی جنگل های پوچی

زیر باران مدیحه

رو به خورشید ترانه

رو به سوی شادکامی،

می دویدم ، می دویدم

هر چه دیدم غم فزا بود

غصه ها و گریه ها بود

بانگ شادی پس کجا بود؟

این که می بارد به دنیا

نیست باران

                نیست باران

گریه ی پروردگار است،

اشک می ریزد برایم.

می پریدم از سر غم

می دویدم مثل مجنون

با دو پایی مانده بر ره

از کنار برکه ی خون.

باز باران

بی کبوتر

بوف شومی

سایه گستر

باز جادو

باز وحشت

بی ترانه

بی حقیقت

کو ترانه؟!

کو حقیقت؟!

هر چه دیدم زیر باران

از عبث پر بود و از غم

لیک فهمیدم

که شادی

مرده او دیگر به دلها

مرده در این سوگواری...

 

 

این شعر رو باید به جای لالایی شب برات بخونیم

به جای شعری که همیشه موقع خوابیدن می خوندیم بخونیم

چقدر این ۴۰ روز سخت و دیر گذشت

روز اول فکر می کردم بعد از تو زندگی به اتمام می رسه

ولی .........................

همیشه موقع غم وغصه به خودم می گم عجب صبری خدا دارد!!!!!!؟

هر روز بعد از ظهر دم غروب یاد آخرین باری که خونمون بوددی

یاد اون روزی که می ترسیدی تو اتاق تنها باشی

می گفتی سبا خواستی بری اون اتاق منم باهات میام.با اسباب بازی هات میومدی دنبال من

نمی دونم !!!تو که این همه از تنهایی و تاریکی می ترسیدی

چه جوری زیر خاک تو اون تاریکی تنها و بی کس خوابیدی؟

یاد اون لحظه که از در اومدی تو.گفتی:سلام.سبای عزیز دلم!آبجی خودم!!!

کلی با هم بغل بغل کردیم!!!!از بغلم پایین نیومدی!!!!گفتم دلم برات تنگ شده بود

گفتی:من دوست دارم بهت زنگ می زدم!!!!

چه جوری ۴۰ روز فقط باید تو خواب صدات رو بشنوم

حالا تو رفتی .مادرت موند با خاطرات تو

با زندگی که بی تو براش جهنم شده!!!!

می گن بچه های کوچولو وقتی میمیرن مستقیم میرن بهشت

حتما علیرضای کوچولوی ما هم بهشت رفته

شاید این تسکینی بر دل ما باشه

ولی جای خالیش بین بچه ها خیلی حس می شه.

نمی تونم بیشتر از ین بنویسم

فقط می خواستم دلیل دیر آپ کردنم رو به دوستای گل و مهربونم بگم

پسر خاله ی ۵ ساله ی من بر اثر تصادف فوت کرد

و مارو با رفتنش داغدار کرد.اینم عکسش

فرشته ی کوچولوی ماروببینید که زود پر کشید رفت

شاد و سر زنده باشید

                            بای باشید

|+|
نوشته شده توسط سبا در جمعه 1385/10/01 و ساعت